این روزها هرآنچه میبینیم، مرگ است. و هرآنچه نمیبینیم، زندگی است. این روزها خورشید میآید و میرود؛ بیآنکه آفتابی دیده باشیم! از خورشید فقط سایهاش به ما میرسد. آنسوی آنجا که سرزمینی دیگر روشن است؛ برای ما تاریکی است!
هُنر چیزی صرفاً زیبا نیست! هنر چیزی فراتر از زیبایی است. کار هنر گاهی نمایان کردنِ زشتیها است. زشتیهایی که در پشت زیباییها خود را همچون زنان خیابانی پنهان کردهاند. کار هنر؛ زیبا بهتصویرکشیدنِ زشتیهاست! هنرمندِ خوب، میتواند زشتیها را…
پیشنوشت: قبلا در پرواز از زمین گفتهام که در این روزها که حوصلهام در کمترین میزان عمرم است، گاهی حرفهایم را به شکلی کوتاه و همانقدر مبهم که در ذهنم خودم است، در اینجا نیز خواهم گفت. من هنوز امید…
سالها پیش یک شرکت طراحی تبلیغاتی داشتم. در زمینه طراحی نیز شرکت معتبری بودیم و با برندهای مطرح همکاری میکردیم. از نظر سبک و کیفیت هم درحدی پیشرفت کرده بودیم که من و تیم طراحی اعتمادبهنفس بسیار بالایی در کارمان…
پیشنوشت: همین چند روز پیش یادداشتی را برای پیج اینستاگرام مجله تغییر درباره یادگیری و آموزش دیجیتال نوشتم. هرچند قبلا و تحت عناوین مختلف و حتی در همین وبلاگ نیز در اینباره حرفهایی گفتهام؛ اما دیدم بد نیست که آن…
یدالله شادمانی، پدیده و ستاره اینشبهای سریال نون خ، تنها یک بازیگر درخشان نیست! به نظر من او انسانی است که از همه بهتر معنای زندگی و لحظههای آن را فهمیده است.او یک قهرمان است که کافی است هرگاه احساس…
هماکنون که در حال نوشتن در اینجا هستم؛ اینستاگرام و واتساپ و … پر از تبریکهای جذاب و رنگارنگ نوروز ۱۴۰۰ است. من نیز -علیرغم داشتن حال کلی و جامعهشناختی تقریبا غیرروبهراهم- حال فردی بسیار خوب و تقریبا روبهراهی دارم.…
با اینکه سبک کاری من، مکان و زمان نمیشناسد؛ اما ترجیح میدهم که زمانهای استراحتم، مکان و زمان بشناسند. گاهی در عصرهای جمعه، به خودم استراحت میدهم؛ استراحت از داشتن هدف و اقدام برای هر نوع کاری در راستای اهدافم،…
صفر پولساز آخرین کتاب از سهگانه کتابهایی با موضوع پول هستش.و احتمالا آخرین کتاب من در حوزههای مربوط به کسبوکار باشد. این کتاب دستاورد خانهنشینی و روزهای کرونایی است. در روزهایی که بازدهی و حوصلهام کم شده بود؛ تصمیم گرفتم…
در چندماه اخیر حجم فعالیتهای بیرونیام بسیار کم بوده است؛ چرا که حجم فعالیتهای درونیام بسیار زیاد بوده است. اکنون میفهمم که وقتی انسان بیشتر وقتش را برای خود درونیاش میگذارد؛ حتی اگر بخواهد هم دیگر وقتی برای خود بیرونیاش…
این روزها دائم با خود فکر میکنم که مرگم نزدیک است و دیگر نیستم. یعنی دیگر این دنیا را نخواهم دید، شاید دنیایی دیگر را ببینم و البته شاید پایان پوچ باشد؛ نمیدانم. هرچه هست میدانم که مرگ را میبینم…
پیشنوشت: این روزها در همهجا کمرنگ هستم. ترجیح این روزهایم این است که بیش از آنکه بگویم، بشنوم و بیش از آنکه بنویسم، بخوانم. اما حرفهای زیادی در سرم می گذرد که تصمیمگرفتهام گاهی برخی از آنها را به شکلی…
اصولا میانه خوبی با تبریکهای تو خالی ندارم؛ اما گاهی برخی تبریکها و مناسبتها بهانه خوبی هستند برای یادآوری و تشکر از کسانی که در زندگیات مهم هستند و دوستشان داری. در زندگیام معلمهای بزرگی داشتهام و خدا را شکر…